خرید بک لینک
به سرنوشت اعتقاد نداشتم، داشتما، کم. فکر میکردم آدم ها میتونن با تلاششون به جایی که میخوان برسن. فکر میکردم اگه نرسیدی، یعنی به اندازه کافی تلاش نکردی.اما بعد از یه سری اتفاقات فهمیدم ما فقط بازیچه ای

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

بعضی از جملات رو که میشنوی، با خودت بارها مرورش میکنی، هر بار بهش فکر میکنی یه لبخند میاد رو لبت، که عجب چیزی گفته، دمش گرم.بعد میشه ملکه ذهنت، بعد هی با خودت تکرارش میکنی.مثل این بیت "که مرا عهدیست ب

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانندش رامنم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کردغزل و عاطفه و روح هنرمندش رااز رقیبان کمین کرده عقب میماندهر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را!مثل آن خو

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

اولین وصیتنامه ای که از یه شهید خوندم، وصیت نامه یه شهید ساروی بود.من که نصف حرفاشو نفهمیدم، ولی اون لابه لا، یه چند بیتی شعر بود، که اصولا باید با فهم اونا مشکل میداشتم. ولی هیچ وقت یادم نمیره بیت ها

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

امروز وقتی به این شعر نزار قَبّانی رسیدم، به طرز عجیبی به دلم نشست.بعضی هارو هر چقدر چیزای خوب جلوشون بزاری، بهشون بچشونی، تلاش کنی برای فهموندن و قانع کردن، باور نمیکنن، عوض نمیشن، نمیفهمن.اونوقته که

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

این دفعه آنا این پست رو برام فرستاد و من چقدر خوشم اومد:"اگه واقعا دوستت داره، نه میره، نه میزاره بری.اگه عیب از خودشه، خودشو جمع و جور میکنه.اگه عیب از تو باشه، میمونه و آدمت میکنه." چقدر محتاج کسیم

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

یه روزی همه میفهمن، از این سر تا اون سر، حتی اگه من چیزی نگم، حتی اگه حرفی نزنم.وقتی نگاهت میکنم، وقتی کمکت میکنم، وقتی بهت گوش میدم، وقتی شعر میخونم برات.چطوری میشه نفهمن، حتی اگه من حرفی نزنم؟تو در

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

بچگی ها روزهای تولدم پر از ذوق و شوق بود. اما الان اگه پیام های عزیزان و دوستانم نباشه، این روز هم با روزهای دیگه م هیچ فرقی نداره.دیگه هیچ چیزی مثل گذشته نیست، بعد از 102 تا ایمیل دیگه واقعا هیچ چیز

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

بعد از مدتها با یه پیشنهاد رفتم امامزاده قاسم.قدیما زیاد میرفتم اما این اواخر کم سعادت شده بودم.یه ضریح کوچک و یه حریم پر از آرامش.امام زاده قاسم کلی حس خوب تو وجود آدم سرازیر میکنه. یه آقای پر کرامت

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

امروز یه شعر از شهریار دیدم، فقط بیت اول رو. دیدم هر جایی هر کسی جای من باشه، هیچ وقت من نمیشه.فرض کن شعر خوندن بلد باشه، ناز کشیدن بلد باشه، فرض کن با حرفاش قانعت کنه، دلتو آروم کنه، حتی عصبانیت هاش،

برچسب: نویسنده: ساحل ابراهیمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 16:22

صفحه بندی